فرهیختگان

نقش مار

نقش مار

  • لودویگ فون میزس معتقد بود نظام بازار بزرگ‌ترین چالش در برابر سیاستمداران است چون ماهیت آن طوری است که تن دادن به قواعد آن قدرت سیاسی را محدود می‌کند. سیاستمداران میل به افزایش قدرت خود دارند و از هر آنچه قدرت آنها را محدود کند بیزارند. از این‌رو سیاستمداران زمانی که قدرت را به دست می‌گیرند حتی اگر اقتصاددان هم باشند گفتارشان عوض می‌شود و یکباره یاد توزیع عادلانه ثروت و درآمد می‌افتند که گویا فقط با مداخله دولت می‌توان از عهده آن برآمد. این گفتار اگرچه ریاکارانه و نادرست است اما منطق خاص خود را دارد و آن منطق قدرت است.

 

  • برخی وزرای ارشد اقتصادی این دولت زمانی که در اپوزیسیون بودند حرف‌های منطقی و زیبایی می‌زدند، یا الان هم اگر در خلوت با آنها صحبت کنید همان حرف‌ها می‌زنند اما وقتی در مقام «مسوول» قرار می‌گیرند آن کار دیگر می‌کنند. علت به نظر من کاملاً روشن است و چیزی جز مصلحت حفظ قدرت نیست. آنها وقتی دوباره در بیرون گود قرار بگیرند دوباره همان حرف‌های منطقی و قشنگ را خواهند زد و مدعی خواهند شد آن زمانی که در قدرت بودند می‌خواستند این حرف‌ها را عملی کنند ولی یک عده نگذاشتند.

 

  • من بارها تاکید کرده‌ام که برای آزاد کردن اقتصاد ایران از یوغ دولت نخستین شرط لازم برچیدن تمام و کمال این سازمان‌های سرکوبگر بازار است. این سخن را اغلب «افراطی» و «غیرعملی» خوانده‌اند در حالی که به عقیده من این کار مقدمه تنها راه اصولی برای رفتن به سوی آزادسازی اقتصادی به معنای واقعی است. این سازمان‌ها شمشیر داموکلس دولت بر سر بازار است، تا زمانی که این تهدید برداشته نشود سخن گفتن از امنیت سرمایه‌گذاری شوخی خنکی بیش نخواهد بود.

 

  • دولت به‌جای باز کردن فضای کسب‌وکار و تشویق فعالان اقتصادی به سرمایه‌گذاری، درست برعکس عمل می‌کند یعنی به بهانه مبارزه با گران‌فروشی موتور ماشین‌های سرکوبگر بازار را روشن می‌کند. البته از آن طرف با اعطای وام‌های ارزان‌قیمت می‌خواهد سرمایه‌گذاری را تشویق کند، در حالی که این کار فقط به تشویق رانت‌خواران حرفه‌ای می‌انجامد تا منابع مالی را از دسترس فعالان واقعی اقتصادی خارج سازند. وقتی اقتصاد ملی چندین بار از این سوراخ گزیده شده و هزینه‌های گزافی برای آن پرداخته، دوباره رفتن به سوی این‌گونه «راه‌حل» چه معنایی دارد؟

 

  • کاری که «سازمان حمایت از مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان» انجام می‌دهد هم به زیان تولیدکنندگان است و هم به زیان مصرف‌کنندگان. با هر عقل سلیمی که صورت مساله را بررسی کنیم این راه‌حل سازمان حمایت مسخره به نظر خواهد آمد اما این حضرات با تمام این حرف‌ها به کار خود ادامه می‌دهند چون از یک طرف با کشیدن عکس مار، با ادعای عوام‌فریبانه کنترل قیمت، برای خود کسب حیثیت می‌کنند؛ و از طرف دیگر، اگر این کار برای مردم آب نشود برای یک عده «مدیر»، «کارشناس» و البته دلالان «خودی» نان می‌شود.

▪بخشی از گفت و گوی دکتر موسی غنی نژاد با مجله تجارت فردا/ شماره ۲۷۰

برچسب ها: